زير پل کريمخان پياده می شوم. ساعت پنج با محسن آزرم در کافی شاپ نشر چشمه وعده ديدار دارم. هنوز نيم ساعت تا پنج مانده و به سرم می زند که در اين فاصله گشتی در محل سکونت قد يمی مان بزنم. وارد خردمند شمالی که می شوم همه خاطرات گذشته در نظرم شکل می گيرد. از مقابل خانه قبلی مان می گذرم. باربد را می بينم که سوار بر دوچرخه کوچکش در کوچه می راند.به دنبالش می دوم. از پشت زين اش را می گيرم تا نيفتد. هنوز خوب نمی تواند تعادلش را حفظ کند. از پشت سر صدای عصای کيانوری را می شنوم که دست در دست مريم فيروز قدم می زنند. هر روز همين ساعت پيدايشان می شود. به پنجره اتاقم زل می زنم. دلم می خواهد زنگ در را بزنم. شايد شهلا خانم يا آقای نقشينه پور در را برايم باز کنند. دو سال پيش وقتی روزنامه اطلاعات لندن را ورق می زدم نام مهندس بهمن نقشينه پور را در ميان مردگان ديدم. باورم نشد و هنوز هم نمی شود. می دانم شهلا خانم بعد از مرگ بهمن و مادرش تنها شد و اين ساختمان قديمی و نسبتا بزرگ را فروخت و به جای ديگری رفت. او نيز مثل بهمن حاضر نشد ايران را ترک کند و نزد فرزندانش به آمريکا برود. از ته کوچه محمد مختاری را می بينم که به سوی من می آيد با لبخند هميشگی اش برلب. احتمال می دهم که حتی زمانی که در دستهای آلوده قاتلانش جان می داد نيزهمين لبخند را بر لب داشت. کيسه ای پر از شير و ماست و پنير در دست دارد. وقتی به من می رسد مثل هميشه سراغ آقای پوری را از من می گيرد. می گويم مدتی است او را نديده ام ولی می دانم حالش خوب است. می گويد اگر ديديش سلام مرا بهش برسان. بعد قدم زنان دور می شود.
ديگر چيزی به ساعت پنج نمانده. دارد دير می شود. بايد به قرارم برسم. اولين بار است که ساختمان جديد نشر چشمه را می بينم. ديروز که به نشر ثالث رفته بودم از ديدن آن واقعا لذت بردم.
کتابفروشی های خيابان کريمخان شکل تازه ای به خود گرفته اند. انگار وارد فويلز يا واتراستونز شده ای. رديف های طبقه بندی شده کتاب ها با عنوان بندی موضوعی. طبقه بالای نشر ثالث، گالری نقاشی و کافی شاپ و بخش نوارها و سی دی های موسيقی بود. پوستر بزرگی از نويسندگان مشهوری چون همينگوی، پروست، کامو و ديگران بر ديوار جلوه خيره کننده ای داشت. آقای کيائيان، مدير دوست داشتنی نشر چشمه نيز فروشگاه خود را توسعه بخشيده است. طبقه بالای آن نيز کافی شاپ و محل ديدار عاشقان کتاب و اهل فرهنگ است. عکس هایی سياه و سفيد در ابعادی بزرگ از ابتهاج، دولت آبادی، مميز و درويشيان که يادآور سبک کارهای مريم زندی است، از سقف آويزان اند. نگاهم به دنبال آقای کيائيان می چرخد ولی او را نمی يابد. از پله ها بالا می روم. محسن آزرم را تا کنون نديده ام ولی اميدوارم با نشانی هائی که از او به من داده اند او را پيدا کنم. دختر جوان و پرتحرکی که مدير کافی شاپ به نظر می رسد وقتی رفتار غريبه و نگاه جستجوگر مرا می بيند به طرفم می آيد. سراغ محسن را می گيرم. مرا به طرف يک ميز خالی هدايت می کند و می گويد اينجا برای شما رزرو شده و آقای آزرم نيز الان می رسند. پنج دقيقه از ساعت پنج گذشته است که پيامی از محسن به موبايلم می رسد که « من در راهم و تا چند دقيقه ديگر آنجا هستم». وسايلم را روی ميز گذاشته و چرخی در فروشگاه می زنم. در ميان نوارها و سی دی های موسيقی، کپی های نسبتا تميزی از خوانندگان مشهور غربی( غالبا جاز و کلاسيک) مثل پاوروتی، ماريا کالاس، بوچلی و نورا جونز با قيمت نسبتا ارزان می بينم. رديف رمان ها و داستان های کوتاه ايرانی نيز واقعا پربار و رشک برانگيز است. در بخش فلسفه کتاب های ترجمه و تاليف زيادی در باره مدرنيته و پست مدرنيسم و فلاسفه بزرگ مدرن و پست مدرن مثل فوکو، ريکور، هابرماس، دريدا و رولان بارت منتشر شده اند.
سرانجام محسن آزرم از راه می رسد. جوانی تنومند وچهار شانه با ريشی نسبتا انبوه. جوان ديگری نيز با اوست. معرفی می کند: امير قادری. منتقد جوان و پرکاری که نوشته هايش را غالبا در مجله فيلم چاپ می کرد. محسن آزرم را از طريق وب لاگش شناختم. دبير بخش سينمای جهان روزنامه شرق است و نوشته هايش نشان می دهد با سينمای امروز جهان به خوبی آشناست. با ای ميل ازمن خواسته بود که در اين زمينه برايش مطالبی بفرستم. من هم که شور و علاقه او را ديدم دريغ نکردم و چند مطلب تازه برايش فرستادم که در شرق چاپ شد. خانم جوان به طرف ميز ما می آيد. شوخ طبع است و سر به سر امير قادری می گذارد. محسن او را معرفی می کند. روزنامه نگاری است که کار در کافی شاپ را بی دردسرتر از کار اصلی اش يافته است. می توان تاثير فضای سرد و يخزده پس از انتخابات را در چهره اين دوستان جوان خواند. آنها فعالانه در مبارزه انتخاباتی شرکت کرده و بر اساس تحليل جبهه مدافعان دمکراسی و مخالفان اقتدارطلبی به نفع رفسنجانی فعاليت کردند اما پيروزی غير قابل پيش بينی و باور نکردنی راست گرايان آنها را بهت زده نمود. بيشتر وقت ديدار ما به بحث و گفتگو در باره نتايج انتخابات گذشت. به گفته محسن، همه اعضای تحريريه شرق در حالت تعليق و بلاتکليفی به سر می برند. آنها حتی نمی دانند که شرق می ماند يا می رود.
در باره سينما نيز حرفهای زيادی رد و بدل می شود. محسن می گويد استقبال خوبی از کتاب من شده و بحث های زيادی در محافل ادبی و سينمائی برانگيخته است. در پايان اين ديدار به محسن قول می دهم يک روز سری به روزنامه بزنم و از نزديک با فعاليت های تحريريه شرق آشنا شوم.
جناب جاهد عزیز
توفیق ديدار و هم صحبتی محسن آزرم و امير قادری را پيش از اين در دفتر سرويس سينمایی شرق، زیر سايه ی چه گوارا داشته ام. اما سعادت ديدن روس شما نصیب نشده بود، که آن هم از صدقه سر دوربين ديجيتال و حوصله ای که کرده ايد و اينجا گذاشتيد، نصيب شد.
جسارت نباشد، فکر می کردم جوان تر با شيد.
رسيدنتان به خير.
ه2005
با حمایت از فراخوان گردهمائی برای نجات جان اکبر گنجی توطئه سکوت را در هم شکنیم.
اعتصاب غذای یک ماهه اکبر گنجی و بی توجه ای حکومت اسلامی به خواسته های او جان این زندانی سیاسی را در معرض خطر مرگ قرار داده است.
جمهوری اسلامی با توطئه سکوت در برابر تمامی اعتراضات داخلی و بین المللی برای
آزادی گنجی عملا ً سودای مرگ او را در سر می پروراند .دراین میان نزدیک به 400 تن از کوشندگان سیاسی و فرهنگی همراه با تعدادی از نهادهای دمکراتیک و دانشجویی در داخل کشور ،طی فراخوانی از مردم دعوت کرده اند تا روز دوشنبه 20 تیر ماه84 در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران برای نجات جان گنجی و آزادی او گرد هم آیند .
ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن پشتیبانی از این فراخوان ،برای هرچه رساتر نمودن خواست آزادی و نجات جان اکبر گنجی و دیگر زندانیان سیاسی از تمامی هموطنان آزادیخواه دعوت می کنیم تابا شرکت دراین گردهمائی ویا به هر طریق دیگر به حمایت از انان بر خیزند.
siavashfaraji@bredband.net
mahshid.rasti@gmail.com
دوستان عزیز ، برای امضای این نامه تا یک شنبه 10 ژوئن ساعت سه بعد از ظهر به میل آدرس های فوق میل زده و اعلام کنید. در صورت امکان این نامه را برای دوستان خود بفرستید تا بتوانیم امضاهای بیشتری را در این نامه گرد آوریم.
با تشکر از همه شما
موفق باشید و سربلند
وبلاگ شهریار به روزه ، سر بزن.
این وبلاگ گروهی برای معرفی شعرا ،نویسندگان و آثارشان ،انجمنهای فعال و زمینه فعالیت آنها ،وبلاگنویسان و طراحان ،موسیقیدانان ،نوازندگان و خوانندگان ،اخبار به روز در ارتباط با تمامی زمینهها و فعالیتهای هنری این شهرستان می باشد.
http://www.shahriar.gharieh.com
Posted by: محمد at July 9, 2005 11:55 PM